وقتی سخن از معماری سنتی ایرانی به میان میآید، در حقیقت از جهانی حرف میزنیم که در آن، آستانه هر خانه با صدای دلنشین کلون چوبی آغاز میشود. با گشودن در، راهروهای باریک و بلند پیش رویمان میگشایند؛ دالانهایی آرام و نیمهتاریک که ما را قدمبهقدم به سوی قلب تپنده خانه میبرند. ناگهان، حیاطی وسیع و روشن پیش چشم جان میگیرد؛ حیاطی آراسته به باغچهای سرسبز، درختانی تناور، و حوضی آبیرنگ که آسمان را در آینه خود مینشاند و تمام زیبایی خانه را به رخ رهگذر میکشد.
در اندرونی خانه، اتاقهای تودرتو با درهای چوبی به هم پیوند میخورند و شیشههای رنگین ارسیها با تابش آفتاب، بازی نور و رنگی خیالانگیز را بر دیوارها میپراکنند، تا گرمای زندگی در تمام زوایا جاری شود.
ابرکوه، شهری کهنسال در دل ایران، در غرب یزد و بر مرز فارس آرمیده است؛ شهری که به سبب گنجینههای طبیعی و تاریخیاش، در شمار چهارده شهر نمونه گردشگری کشور جای گرفته است. خانههای قدیمی این دیار، همچون دیگر خانههای یزد، با جهتگیری هوشمندانه به سوی قبله ساخته شدهاند؛ تدبیری که اجازه میداد اتاقهای تابستانی و زمستانی با نظمی طبیعی پیرامون حیاط مرکزی شکل گیرند.
و این حیاط مرکزی است که روح خانههای یزدی را معنا میبخشد. حوضی که در میانه آن میدرخشد، با عمیقترین بستر خود، نور خورشید را در آغوش میگیرد و گرما و روشنایی را به سراسر خانه میپراکند. معماری یزد، که با اقلیم گرم و خشک کویر در گفتوگویی دیرینه بالیده، امروز یکی از شناختهشدهترین نمونههای معماری سنتی جهان است.
در دل این شهر کویری، خانه آقازاده— واقع در محله دروازه و میدان ابرقو — چون نگینی ارزشمند بر خاک ابرکوه نشسته است. عمارتی با ۸۲۰ مترمربع عرصه و بادگیرهای دوطبقهای که آوازهشان فراتر از مرزهای ایران رفته است. ورودی خانه از دالانی میگذرد که شما را به حیاطی دلگشا میرساند؛ حیاطی که حوضی مستطیلگون در مرکز آن همچون نگینی آبی میدرخشد. با قدم زدن در این صحن زیبا، خانهای دوطبقه با ارسیهای رنگینونگار و بادگیری باشکوه، چشم را به میزبانی دعوت میکند.
اتاقها در سه سوی حیاط گستردهاند و هر یک برای فصلی از سال جان گرفتهاند. اتاقهای سهدری و پنجدری، بهویژه شاهنشین، از دیدنیترین فضاهای خانهاند.
بانی این عمارت، «سید حسین ابرقویی»— از زمینداران و بزرگان عهد قاجار — بود؛ و خانه هنوز هم نشانی از شکوه روزگار او در خود دارد.
در این خانه، فضاهایی چون تالار، سهدری و پنجدری، پستو، خیشخان، شکمدریده، بادگیر و ایوان، هر یک به گونهای سنجیده و با توجه به فصل مورد بهرهبرداری قرار میگرفتند. مصالح بنا، خشت و آجرِ بومآورد، و درها و پنجرهها، سراسر از چوب ساخته شدهاند؛ و گچبریهای لطیف با نقش گل و اسلیمی زینتبخش حاشیههاست.
ساباط— آن گذرگاه سقفدار— نیز چونان پناهگاهی برای رهگذران خانه بود تا در برابر گرمای تابستان و سرمای زمستان ایمن بمانند. در مرکز حیاط، حوضی سنگی با درختچههایی کوچک پیرامونش آرامش فضا را دوچندان میکند. هشتیِ ورودی، حد فاصل دنیای بیرون و درون خانه است؛ فضایی نیمهخاموش که دست مهمان را میگیرد و به خانه میسپارد.
این عمارت، با بادگیرهای منحصربهفرد خود، شاهکاری بیبدیل در معماری ایرانی بهشمار میرود. بادگیر دوطبقهاش، با مساحتی ۱۸ مترمربعی و ۱۹ دریچه برای تنظیم هوا، نهتنها هوای گرم را رام میکرد، بلکه نسیم را از دورترین گوشهها به تالار اصلی میرساند. این بادگیر، برخلاف دیگر بادگیرهای یزد، دو طبقه ساخته شده و همین ویژگی آن را در جهان یگانه کرده است.
اتاقهای بنا، هرکدام با کارکرد ویژهای ساخته شدهاند:
- اتاق تابستاننشین در سمت جنوبی حیاط، خنک و دور از تابش مستقیم آفتاب
- اتاقهای پنجدری؛ شاهنشینهایی روبهحوض
- اتاقهای سهدری؛ آراسته به ارسیهای رنگین
- خیشخان؛ فضایی مطبوع با سقفی نورگیر که با حصیر و سفال خنک نگه داشته میشد
کلاهفرنگی خانه، درست کنار بادگیر و بر فراز تالار، با شکل هشتپر و پنجرههای رنگیاش، نور را به سخاوت به تالار میبخشید و با مقرنسهای ظریف، جلوهای هنرمندانه به خود میگرفت. ترکیب بادگیر و کلاهفرنگی، امضای ناب معماری قاجاری در این خانه است.
خانه آقازاده و بادگیر کمنظیرش، که در سال ۱۳۷۵ در فهرست آثار ملی جای گرفت، تنها بنایی کهن نیست؛ بلکه روایتی زنده از تاریخ، هنر، اقلیم و ذوق ایرانی است. خانههایی مانند آن، در یزد و ابرکوه، میراثی هستند که امروز با مرمت دقیق به هتلهای سنتی بدل شدهاند و در تمام سال پذیرای دوستداران فرهنگ و معماری ایراناند.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.