عزیزالدین نسفی

عزیزالدین نسفی، با نام کامل عبدالعزیز بن محمد نَسَفی، از برجسته‌ترین عارفان سده‌ی هفتم هجری است؛ مردی که جانش آکنده از حکمت بود و قلمش آینه‌ی پرتوهای معرفت. او که شاگرد شیخ بزرگ، سعدالدین حموی، بود، روزگار خود را در یکی از آشفته‌ترین دوره‌های تاریخ ایران سپری کرد؛ دورانی که شعله‌های حملات مغول، خانه‌ها و…

عزیزالدین نسفی، با نام کامل عبدالعزیز بن محمد نَسَفی، از برجسته‌ترین عارفان سده‌ی هفتم هجری است؛ مردی که جانش آکنده از حکمت بود و قلمش آینه‌ی پرتوهای معرفت. او که شاگرد شیخ بزرگ، سعدالدین حموی، بود، روزگار خود را در یکی از آشفته‌ترین دوره‌های تاریخ ایران سپری کرد؛ دورانی که شعله‌های حملات مغول، خانه‌ها و جان‌های بسیاری را خاکستر کرد و نسفی نیز از این مصائب در امان نماند. از همین رو، زندگی او در گستره‌ای از سفرهای پیاپی رقم خورد؛ سفری از رنج تا روشنایی، و از ویرانی تا معنا.

نسفی سال‌های بسیاری را در زادگاه خود، نخشب، گذراند و سپس راه بخارا را در پیش گرفت. اما هنگامی که در سال ۶۱۷ هجری باد تیره‌ی مغولان بر ماوراءالنهر وزید، ناگزیر به کوچ شد و قدم در خراسان نهاد. اندکی در بحرآباد، کنار مزار استاد خویش آرمید، آنگاه به اصفهان و سپس به شیراز رهسپار شد.

سرانجام، روزگارش او را به سرزمینی رساند که گویی تقدیر از آغاز برایش نوشته بود:
شهری که در دل کویر می‌درخشد؛ ابرکوه.

نسفی این بار نه برای گریختن، که برای آرام یافتن، ابرکوه را برگزید. این شهر باستانی، با تاریخ کهن و سکوت پرمعنایش، پناهگاه آخرین سال‌های عمر او شد؛ شهری که سایه‌ی سرو پنج هزارساله اش، نماد صلابت و پایداری، با روح جستجوگر او درآمیخت.
نسفی در ابرکوه زیست، در ابرکوه نوشت و سرانجام در همین شهر چشم از جهان فروبست.
مزار او نیز امروز همچون گنجی آرام در دل ابرکوه آرمیده است.


آثار و اندیشه‌ها

قلم نسفی مانند رود زلالی بود که اندیشه‌های عرفانی پیشینیان را با زبان فارسی روان در قالب رساله‌هایی ماندگار روایت می‌کرد. از برجسته‌ترین آثار او می‌توان به کشف الحقایق، مقصد الاقصی، منازل السائرین و الانسان الکامل اشاره کرد.

کشف‌الحقایق

شاهکار او، کشف‌الحقایق، در روزگاری نوشته شد که نسفی در مسجد جامع ابرکوه به تدریس مشغول بود. این اثر بزرگ شامل هفت رساله است؛ از حقیقت وجود گرفته تا انسان، سلوک، توحید، معاد، دنیا و آخرت، و اسرار آسمان‌ها.
گویی ابرکوه با آن آسمان پهناور و شب‌های بی‌تکرارش، الهام‌بخش ژرفای این نوشته‌ها بوده است.

الانسان الکامل

دیگر اثر مشهور او الانسان الکامل است؛ کتابی که در ۲۲ رساله، بنیادهای عرفان نظری را شرح می‌دهد:
معرفت انسان، توحید، آفرینش، عشق، روح، آداب تصوف و اصل مبدأ و معاد.
نسفی در این کتاب، نظریه‌ی انسان کامل را با بیانی استوار و نگاه اجتماعی-عرفانی ویژه‌ای طرح می‌کند؛ اندیشه‌ای که بعدها مورد توجه شرق و غرب قرار گرفت.


جایگاه نسفی در نگاه دیگران

گرچه او در زمان حیات خود گوشه‌نشین بود و کمتر شناخته شد، اما با گذر قرن‌ها، نامش بر تارک عرفان اسلامی درخشیدن گرفت. محققان اروپایی از سده‌ی هفدهم به آثارش روی آوردند و بخشی از رساله‌هایش را ترجمه و منتشر کردند. در قرن بیستم، پژوهشگرانی چون ماریژان موله و هانری کربن آثار او را به شکلی گسترده معرفی کردند.

و چه زیبا گفت استادش، سعدالدین حموی:
«هر سرّی که من در چهارصد و چهل جلد کتاب نهان کرده‌ام، عزیز نسفی در کشف‌الحقایق آشکار ساخته است.»


و این‌چنین، ابرکوه در تاریخ عرفان جاودانه شد

اگرچه نسفی از نخشب برخاست و در شهرهای بزرگ ایران زیست،
اما ابرکوه بود که آرامش نهایی او را در خود جای داد و ماندگارترین اثرش را در سایه‌ی خشت‌ها و بادگیرهایش رقم زد.
شهر سرو کهنسال، شهر تاریخ و عرفان،
شهر آرامگاه مردی که «حقیقت» را نه در کتاب‌ها، که در جان خویش جست.

نظر شما درباره این مقاله چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.