در پهنه بلندای فلات ایران، آنجا که آفتاب بر سینه دشت ابرکوه میتابد و بادهای کویری در کوچهپسکوچههای تاریخ سرگرداناند، دو مناره سرافراز بر جای ماندهاند که مردمان این دیار آنها را منارههای نظامیه ابرکوه میخوانند؛ برجهایی که همچون دو نگهبان خاموش، قرنهاست بر گذر کاروانها و بر حیات شهری کهن نظارت داشتهاند و رازهای بسیاری از دل تاریخ را در آغوش خاکی خویش نهان کردهاند.
منارههای نظامیه؛ یادگار روزگار شکوه معماری ایرانی–اسلامی
این منارههای دوقلو، کهنترین و شاخصترین آثار برجایمانده از عصر میانی تمدن اسلامی در ابرکوه به شمار میآیند. ساخت آنها را به دورهای نسبت میدهند که مدارس نظامیه در سراسر قلمرو اسلامی رونق یافته بود و این نام، گویی میراثی است از آن دوران توجه به علم، دانش و فرهنگ. این دو مناره که روزگاری جزئی از مجموعهای آموزشی–مذهبی بودهاند، امروز تنها سازههایی استوار از آن مجموعهاند که در برابر فرسایش زمان پایداری کردهاند.
منارهها در گذر سدهها نهتنها بر بلندی و شکوه معماری این منطقه شهادت میدهند، بلکه نشان میدهند شهر ابرکوه، کهنمرکزی فرهنگی و علمی بوده است؛ شهری که از مسیر کاروانهای علمی، اقتصادی و مذهبیِ جادههای بزرگ ایران بهرهمند میشد.
معماری؛ سخن گفتن آجر با آفتاب
معماری منارههای نظامیه را میتوان یکی از برجستهترین نمونههای هنر آجرکاری ایران دانست. بدنه منارهها از خشت و آجر پخته ساخته شده و با نقوش هندسی، رشتههای آجری مارپیچ و طاقنماهای کوچک تزیین گردیده است؛ طرحهایی که با سایهروشن آفتاب کویر، هر لحظه چهرهای تازه میآفرینند.
ارتفاع منارهها ـ که از فاصلهای دور نیز چشم را مینوازد ـ روزگاری راهنمای مسافران و کاروانها بوده است؛ چراکه در فرهنگ ایرانی–اسلامی، مناره تنها بنایی برای اذانگفتن نیست، بلکه نماد «راهیابی» و «هدایت» در دل افق گسترده کویر است.
بررسی سبک ساخت و ترتیب آجرها گواه آن است که معماران از شیوهای بهره بردهاند که استحکام و سبکی را توأمان فراهم آورد. قطر بدنه در پایین بیشتر و هرچه به بالا نزدیک میشود کمتر میگردد، و همین امر موجب پایداری آن در برابر بادهای سهمگین کویری شده است. پلههای مارپیچی داخلی، که زمانی مؤذن و نگرانان بنا را به فراز مناره میرسانده، امروز خاموش اما پابرجا تا آسمان پیچیده شده است.
هویت تاریخی ابرکوه در قامت دو برج خاموش
منارههای نظامیه، بیش از آنکه دو سازه معماری باشند، بخشی از هویت فرهنگی ابرکوهاند. این شهر که طی سدههای متمادی بر مسیر پیوند فارس، یزد و مرکز ایران قرار داشته، از رونق علمی و مذهبی فراوانی برخوردار بوده است. نزدیکی منارهها به بقایای بناهای علمی و آموزشی، این گمان را قوت میبخشد که روزگاری در کنار مسجدی جامع یا مدرسهای بزرگ قرار داشتهاند؛ جایی که محصلان علوم فقه، حکمت و ادب، در کنار استادان برجسته، روزگار دانشاندوزی سپری میکردهاند.
بنا بر روایتهای محلی، منارهها نهفقط نماد علم، بلکه راهنمای رهگذران نیز بودهاند؛ چراغدانهایی بر تارک آنها روشن میشده تا کاروانیان شبرو راه از بیراهه بازشناسند و به آبادی نزدیک شوند.
ویژگیهای فنی و هنر سازندگان
معماران نامآور این دیار، که هنر خشتچینی و آجرکاری را به اوج رسانده بودند، منارههای نظامیه را با مصالح بومی ابرکوه ــ ازجمله خشت، آجر پخته، گِل آهکی و چوبهای سخت کویری ــ بنا کردهاند. ترکیب این مصالح باعث شده بنا در برابر گرما و سرمای شدید منطقه پایدار بماند. در تزیینات آجری، الگوهای ستارهای، خط کوفی و نقوش هندسی دیده میشود که ریشه در هنر سلجوقیان و بعدها ایلخانی دارند.
از ظرایف معماری، وجود کتیبههایی در بخشهایی از بدنه منارهها بوده که به مرور زمان فرسوده شده و بخشهایی از آنها امروزه به سختی قابل خوانش است؛ اما همچنان نشاندهنده جایگاه معنوی و علمی این بناست.
منارههایی که هنوز ایستادهاند
امروز، منارههای نظامیه ابرکوه همچون دو شاخه بلند از تنه درخت تاریخ، سایهای از گذشته باشکوه شهر را بر دامن اکنون گستردهاند. اگرچه بخشی از مجموعه پیرامونیشان فرو ریخته و گذر زمان سیمای اولیهشان را کمرنگ کرده است، اما همچنان شکوه و صلابت نخستین را بازتاب میدهند. گردشگران و پژوهشگران بسیاری از سراسر کشور به دیدار این دو مناره میآیند تا از نزدیک عظمت هنر ایرانی را در دل کویر لمس کنند.
سخن پایانی
منارههای نظامیه ابرکوه را میتوان نماد برآیند هنر، ایمان و خرد ایرانی دانست؛ بناهایی که ریشه در خاک سوزان کویر دارند، اما سر بر آسمان دانش و معنا ساییدهاند. این دو مناره کهن، همچنان ایستاده و استوار، روایتگر روزگاری هستند که در آن، علم و معماری، دین و هنر، دست در دست هم میدادند تا آثاری پدید آورند که پس از گذر هزاران روز و شب، همچنان در برابر نگاه تاریخ، سربلند بمانند.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.