در آستانه ورودی شهر کویری ابرکوه، یخچال خشتی باشکوهی سر برآورده است که از یادگارهای سترگ روزگار قاجار به شمار میرود؛ بنایی که آن را «یخچال خشتی ورودی ابرکوه» نیز نام نهادهاند و سازوکار شگفتانگیزش، روایتگر نبوغ معماران کهن این دیار است.
این یخچالها، همچون استوانههایی افراشته بر قله تاریخ، روزگاری در اختیار بزرگان و اشراف قرار داشتند و گاه به همت نیکوکاران بنا میشدند و وقف مردمان کویرنشین میگشتند تا در فصلهای گرم، گوارایی و خنکای حیاتبخش را به آنان ارزانی دارند. یخچال نامدار ابرکوه با شماره ۷۷۵۲ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده و همچنان چون نگینی کهن، در دل کویر میدرخشد.
معماری یخچال ابرکوه
ساختار این بنا، مخروطی عظیم و باشکوه بر پایهای دایرهای است؛ گویی پلهپله تا آسمان اوج گرفته باشد. گِردای گنبد آن به حدود ۶۴ متر میرسد و ارتفاعش ۲۲ متر است؛ دیوارههایی با پهنای ۳ متر و مخزنی عمیق به ژرفای ۴ متر در دل این معماری کمنظیر نهفته است. کف یخچال را فروتر از سطح پیرامون ساختهاند تا سرمای زمین یاریگر نگهداری یخ باشد؛ و این خود یکی از برجستهترین ظرافتهای معماری آن است.
یخچالها، معمولاً از چهار بخش بنیادین شکل میگیرند: حوضبند، مخزن یخ، گنبد بلند و دیوارهای سایهافکن. بسیاری از یخچالهای یزد، که اغلب متعلق به دوران قاجارند، به بلندی ۲۰ متر یا بیشتر ساخته شدهاند؛ بااینحال برخی دیگر به روزگار رونق جاده ابریشم یا عهد عضدالدوله دیلمی بازمیگردند.
مصالح این بناها نیز خود حکایتی از اندیشه و تجربه معماران ایرانی است: سنگ، گل، خشت خام، آهک و چوب. بخش پایینی دیوار را با ملات سنگ و ماسه و آهک میساختند، سپس فراز آن را با خشت و گل تکمیل میکردند تا در برابر گرما و زمان استوار بماند.
معماران کهن، با دانشی ژرف، به عایقکاری، تولید یخ و شیوه نگهداری آن میاندیشیدند. حوضچههای یخسازی، چاله بزرگ مخروطی، گنبد سترگ خشتی و ورودیهایی که بیشتر رو به شمال قرار داشتند، همه از ظرایف این هنر دیرینه است. گنبد ضخیم یخچال، همچون سپری خستگیناپذیر، سرمای درون را نگاه میداشت و مانع ذوب یخها میشد. دیوارهها نیز از پایین قطور و هرچه به رأس نزدیکتر باریکتر ساخته میشدند تا وزن سازه را متعادل کنند؛ گاه نیز آن را مطبق و پلهپله میساختند تا فشار کمتری بر بدنه وارد آید.
سازوکار یخچالهای خشتی
یخچالهای قدیمی، نمونهای بیبدیل از بهرهگیری هوشمندانه از انرژیهای پاک و رایگان به شمار میروند؛ الگوهایی که در روزگار کنونی نیز میتوانند سرچشمه الهام برای سازههای پایدار باشند.
چگونگی کار این یخچالها ساده اما هوشمندانه است: در زمستانهای سرد، حوضچههایی بیرون از یخچال آماده میکردند و آب را در آنها روان میساختند تا شبانه یخ بندد. سپس ورقههای یخ را همراه با اندکی آب ــ برای چسبندگی بیشتر ــ به درون مخزن یخچال میریختند. این فرآیند شببهشب و گاه تا پایان زمستان تکرار میشد تا انبار یخ پر شود.
یخچال معمولاً دو در داشت: دری رو به شمال برای زمستان و دری رو به جنوب برای تابستان. یخها را همراه گیاهی خشک به نام «پیزو» از دریچه کوچک وارد میکردند و سپس آن را میبستند؛ تنها در تابستان، هنگام تحویل یخ به مردمان، در جنوبی گشوده میشد. هرگاه نیازی به استفاده از درها نبود، یخچالداران آنها را با دیواری از گل و خشت مسدود میکردند.
در روزگاران کمآبی و خشکسالی، یخچالها همچون ذخیرهگاههای حیاتبخش، نقشی اساسی در مدیریت آب و مهار گرمای طاقتفرسای تابستانهای کویری ایفا میکردند.
امروز نیز این یادگارهای کهن، همچنان در جایجای ایران استوار و سربلند ایستادهاند و مشتاقان بسیاری را به سوی خود فرا میخوانند. در میان آنها، یخچال ابرکوه و یخچال میبد، گنجینههایی مشهورتر و شکوهمندترند که از روزگاران دور تا امروز، روایتگر نبوغ و زندگی مردمان کویرند.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.