ابرقو یا ابرکوه ؟

نام اين ناحيه در منابع قديم و جديد به صورت هاي برقوه، ابرقوه، ابركويه، ابرقويه، وركوه، دركوه و ابرقوه آمده است.

نام های فوق به خاطر موقعيت طبيعی و واقع شدن شهر در بر يا پای كوه بوده است و در سبب نام گذاری آن تاريخ و جغرافی نويسان، علتهايی را ذكر نموده‌اند.

ياقوت از اين شهر با عنوان «ابرقوه» ياد كرده و نوشته است:

«برخی آن را ابرقويه نوشته‌اند و اهل فارس وركوه ناميده‌اند به معنی فوق الجبل و …»

مؤلف فارسنامه ناصری نيز درباره ابرکوه چنين نوشته است:

«در اصل«بركوه» بود يعنی سينه كوه، الفی بر آن افزودند، ابركوه گرديد. پس تصرف عربی در آن نموده، ابرقوه گفتند.»

سرو ابرکوه

درختي است بي نظير از تيره ي CUPRESSUCEAE

ارتفاع و قطر درخت

سرو ابرکوه با ارتفاع بيش از 25 متر و قطر تنه آن به 18 متر ميرسد.

عمر درخت

به گفته ي گياه شناس روس، پروفسور الكساندروف عمر اين درخت 4000 سال است.

حال آنكه گياه شناسان ژاپني عمر آن را تا 8000 سال نيز تخمين زده اند.

بادگیر دو طبقه خانه آقازاده

  • خانه آقازاده در محله دروازه میدان و درجنوب شهر ابرکوه واقع است.
  • یکی از فضاهای کم نظیر و یا بی نظیر این خانه بادگیر دو اشکوبه(دوطبقه)بنا است.
  • در کنار بادگیر، کلاه فرنگی وجود دارد.
  • زیر پوشش کلاه فرنگی نیز با مقرنس گچی ریزنقش تزئین شده است.
  •  قدمت بنا قاجاری است و متعلق به آقازاده که ازمعممین شهر بوده است.

پیدایش ابرکوه

  • قسمت پنجم
  • قسمت چهارم
  • قسمت سوم
  • قسمت دوم
  • قسمت اول

فرزندان یافث که شرق اقصی برای آنها تعیین شده بود حکم راهگذر را داشتند که برای استراحت در مناطقی که شرایط مطلوبی داشت، پس از توقف کوتاهی حرکت می کردند.

قطعا از فرزندان سام بودند که این نواحی به آنها سپرده شده بود.

آنها هنگام عبور از این نواحی هرکجا را که مطلوب و مناسب می دیدند، آنجا را برای سکونت انتخاب می کردند.

ابرکوه یکی از آن مناطق است.

ابرکوه در آن زمان جمعیت بیشتری داشته و چنانچه در کتب تاریخی دیده می شود، رونق و اهمیتش هم زیادتره بوده است.

ابرکوه در اواخر پانزدهم میلادی که راه دریایی هند به وسیله پرتقالی ها کشف شد

و ترک ها مستعمرات دریای سیاه را تصرف کردند

و سمرقند به پایتختی برگزیده شد

و امیر تیمور گورکانی تغییراتی را در راه های کاروانرو داد

یعنی از آن پس عبور از راه ابریشم به عبور از راه سمرقند پایتخت امیرتیمور تغییر کرد.

طبیعی است که کاهش آمد و شد از راه ابریشم که از ابرکوه می گذشت به بسته شدن کاروانسراها، مهمانسراها و تعطیلی بازارهایی که در آن خرید و فروش پارچه های ابریشمی جریان داشت، شد.

از آن پس اهمیت، رونق و اعتبار ابرکوه کاهش یافت.

درخت عظیم و کهن سرو ابرکوه که مورخین در گذشته از آن یاد کرده اند، دلیلی بر قدمت زیاد ابرکوه می باشد.

حمدالله مستوفی در کتاب نزهت القلوب از آن درخت کهن یاد کرده و گفته است که:

آن سرو بزرگترین و عظیم ترین درخت های عالم است.

پاره ای از گیاه شناسان معروف اروپایی مانند الکساندروف روسی عمر آن را بر چهارهزار سال ذکر کرده است؛ و نیز شخصی به نام مسیوگدار فرانسوی که یک جهانگرد بوده است هنگام عبور از ابرکوه با مشاهده سرو کهن و با عظمت از آن یاد کرده و عمر آن را نزدیک به پنج هزار سال گفته است.

سرو ابرکوه در زمانی کاشته شده است که در این منطقه آبادی بوده است و بعد ها نام ابرکوه گرفته است.

گویند این درخت به دست یافث بن نوح در این مکان کاشته شده است.

ظاهرا درخت سرو موصوف در آن زمان در روستایی به نام “آبان” کاشته شده است که در حال حاضر به آن نوآبان می گویند.

اولین مسافرانی که از این راه (راه ابریشم) عبور می کردند برای استراحت و تجدید قوا نیازمند استراحتگاه هایی در طول مسیر بودند. به همین خاطر مناطقی که دارای موقعیت مناسب بود و از آفات و مشکلات از قبیل رطوبت زمین، حشرات موزی، طوفان و سیلاب های مخرب دور بود را انتخاب می کردند.

منطقه ابرکوه یکی از مناطقی بود که علاوه بر داشتن هوای معتدل، آب شیرین و روان و خشکی خاک محل مناسبی برای استراحت بود.

یافث و همراهانش اولین گروهی بودند که وارد ابرکوه شدند و روستای میم (meyam) را که در آن زمان بی نام و نشان بود را نامگذاری کردند.

در سال های اخیر بدون توجه به قدمت این روستا نام آن را در مکاتبات مریم آباد نوشته اند که بسیار نازیبا بوده است :x:

راه ابریشم باعث به وجود آمدن شهرها و روستاهایی شد که بعدها با توجه به استعدادشان به شهرهای کوچک و بزرگی تبدیل شدند و هرکدام استعداد کمتری داشتند در حد یک روستای کوچک باقی ماندند.

آثار راه ابریشم که نشانه ای از قدمت ابرکوه می باشد به روشنی خورشید در بیابان های خارج شهر و در زمین های داخل آن جلوه گری می کند.

علاوه بر راه ابریشم که می تواند قدمت ابرکوه و احداث آن بعد از طوفان نوح و همزمان با ایجاد راه ارتباطی بین شرق و غرب عالم را مشخص کند، درخت عظیم و کهن سرو ابرکوه که مورخین در گذشته از آن یاد کرده اند نیز می تواند دلیلی روشن بر قدمت ابرکوه باشد.

دوره اول: از طوفان نوح شروع و به روی کار آمدن شاهان هخامنشی ختم می شود.

طوفان نوح(ع) بنا به آنچه مورخین ذکر کرده اند، سه هزار و سیصد و اندی سال پیش از میلاد مسیح(ع) است که با محاسبه تا زمان حال 5244 سال می شود.

پس از فرونشستن آب، به فرمان خداوند زمین بین فرزندان نوح(ع) تقسیم شد.

حضرت نوح(ع) سه پسر به نام های یافث، سام و حام داشت.

سرزمین های شرقی، ترکستان و شرق اقصی را به یافث داد.

یافث یازده پسر به نام های چین، صقلاب، منسک، کماری، خلج، خزر، روس، سدسان، غز، یارج و ترک داشت که هر یک به نام های خود در سرزمین های شرقی شهری را بنا نهادند.

در آن زمان راهی برای رفت و آمد بین شرق و غرب و قسمتی از جنوب (آفریقا) و عراق و ایران از منطقه ای به نام سوق الثمانین وارد ایران می شد و از حوالی ری عبور می کرد و به منطقه کاشان می رسید و سپس وارد بیابان مرکزی که ابرقو در حاشیه غربی آن قرار داشت، می گشت بعد از منطقه کرمان به طرف سرزمین شرقی ادامه می یافت.

همین راهی که به علت اهمیتی که بعدها پیدا کرد، راه تجاری بین شرق و غرب شد و به راه ابریشم شهرت جهانی یافت.

برای شناخت ابرکوه و قدمت آن باید آنرا به سه دوره تقسیم کرد.

دوره اول از طوفان نوح شروع می شود و به روی کار آمدن شاهان هخامنشی ختم می شود.

دوره دوم از حکومت هخامنشی شروع و تا ظهور اسلام ادامه می یابد.

دوره سوم از ظهور اسلام تا زمان حال است.

تاریخ ابرکوه را به سبب تغییرات کلی در شیوه زندگی و آداب و رسوم مردم آن به این سه دوره تقسیم می کنند.

ابرکوه در هر یک از این دوره ها موقعیت ویژه ای داشته و آثاری که از هر دوره به جا مانده است، یکسان نیست.